Tuesday, April 27, 2010

اخراج کردن؛ آنچه هیچ دانشگاهی ياد نمي‌دهد


روزنامه دنیای اقتصاد - چهارشنبه 8 اردیبهشت ماه 1389

نويسنده: آندره‌هافمن
مترجم: عاطفه کردگاری
وقتی 24 سالم بود پیشنهادهای رفتن به دانشگاه‌های ‌هاروارد و برکلی را برای تحصیل در رشته معماری رد کرده و به جای آنها، یک شغل نجاری را در نانتاکت قبول کردم.

خانه‌ای که رویش کار می‌کردم متعلق به رییس یک شرکت چندملیتی معظم بود. بدون اینکه متوجه باشم وارد دنیای ساخت‌وساز خیلی مدرن و لوکس شده بودم و در عرض دو سال تا حدی پیشرفت کردم که نظارت ساخت‌و‌ساز یک عمارت بزرگ در متراژ 2600 مترمربع در زمینی بالغ بر 18000 مترمربع به من سپرده شد. حدود 5 سال طول کشید تا یک شرکت ساختمانی راه‌اندازی کنم و در طول آن 5 سال یاد گرفتم که چگونه مدیریت کنم.
مطالب این مقاله، حاصل تجربیات مهمی است که در طول مدیریت یک شرکت ساختمانی کسب کرده و سپس آنها را با مباحث آکادمیک و نیز متد مدیریتی دنیای واقعی تلفیق کرده‌ام.
ما در دانشکده‌های مدیریت، مفاهیم گزینش و سازماندهی را تدریس می‌کنیم. این فرآیند، سازماندهی ترکیب صحیحی از نیروی انسانی با فرهنگ مشترک را دنبال می‌کند که بتوانند هدف مشترکی را تعقیب کنند. همچنین چگونگی استخدام و حفظ نیروها را آموزش می‌دهیم تا مطمئن شوید که ترکیب درست و متعادلی از استعدادها جذب شده است. در عین حال، این نکته نیز گوشزد می‌شود که در بعضی مواقع، برای اینکه این تعادل را بتوانید حفظ کنید باید بعضی از نیروهایتان را اخراج کنید.
زمانی که در دوره‌های MBA تدریس می‌کردم در مورد اخراج کردن با واژه‌های آکادمیک و سردی مانند «کوچک‌سازی»، «تعدیل» و غیره صحبت می‌کردیم، اما آیا تا به حال کسی را اخراج کرده‌اید؟ به عنوان ريیس شرکت ساختمان‌سازی، این موضوع مهم‌ترین بخش کار من بود. واژه‌های فوق، شدت لازم را برای انتقال صلابت شما در زمانی که به چشمان یک نفر خیره می‌شوید تا بگویید او اخراج است، ندارند.
طرز فکر من زمانی عوض شد که 15 نفر را در عرض 12 ماه اخراج کردم. یکی از نجارها اشتباه بسیار پرهزینه‌ای را در بالکن یک اتاق خواب اصلی مرتکب شد. مچ نجار دوم را هنگامی که در حین کار مشغول نوشیدن نوشابه الکلی بود، گرفتم. سومی، نجاری بود که همیشه دیر سر کار می‌آمد و عملکردش ضعیف بود و افراد همگروه او همیشه از او شاکی بودند. آن روز در عرض 15 دقیقه هر سه نفر چک تسویه‌حسابشان را گرفتند و به آنها اعلام شد که باید شرکت را ترک کنند، اما به‌رغم وجود دلایل کاملا آشکار برای اخراج آنها، همچنان سرشار از شک و تردید بودم. بنابراین یکی از نجارهای مورد اعتماد خود به نام بنيامین را بعد از کار برای مشورت به اتاقم صدا کردم.
وقتی که او داخل اتاق شد من به یک باره همه احساساتم را بیرون ریختم. به او گفتم: «نمی‌دانم چند بار دیگر می‌توانم این کار را انجام دهم. من حتی مطمئن نیستم که آیا کار درست را انجام داده‌ام یا نه»؟
او جواب داد که «آندره تو مجبور بودی آن کار را انجام دهی، زیرا آنها صلاحیت لازم را برای انجام کارشان نداشتند.»
گفتم: «اما آنها حالا بیکار شده‌‌اند و من نمی‌توانم درباره آنها فکر نکنم.»
بنيامین ضمن تایید گفت: «راست می‌گویی حالا چند نفر بیکار شده‌‌اند و دیگر حقوق نخواهند گرفت، اما این امر در همه کارگاه‌های دیگر نیز در همه جای دنیا اتفاق می‌افتد. این مساله، اصلا تقصیر تو نیست.»
گفتم: «یعنی منظورت این است که من هیچ راه دیگری نداشتم و فقط کاری که باید انجام می‌شد را انجام داده‌ام»؟
پاسخ داد: «یه جورایی بله.»
این درد دل هم باعث نشد که احساس بهتری پیدا کنم. تصمیم اخراج این افراد را من گرفته بودم. اگر این کار را نکرده بودم آنها هنوز استخدام بودند. در فکر این بودم که نکند بقیه افرادم این ترس را داشته باشند که قصد دارم آنها را هم اخراج کنم؟
بنيامین ادامه داد که اندی «طوری رفتار می‌کنی که انگار تو این تصمیم را بدون دلیل و مستبدانه گرفته‌ای»؟
پاسخ دادم که این گونه فکر نمی‌کنم.
گفت: «تصمیم تو یک دلیل مشخص داشت. فکر نمی‌کنی افرادی که اخراج شده‌‌اند این را می‌دانند؟ و آیا فکر نمی‌کنی که افرادی که هنوز سر کار هستند نیز این را می‌دانند؟»
گفتم: «بله همان طور فکر می‌کنم، اما دوست دارم بدانم آنها چطور به این قضیه نگاه می‌کنند»؟
پاسخ داد: «آنها کسی را می‌بینند که با جان و دل تلاش می‌کند تا استانداردهای لازم را در کارش حفظ کند. فکر کردن به افرادی که اخراج کردی را متوقف کن و روی افرادی که هنوز در استخدام تو هستند متمرکز شو. آنها واقعا استحقاق توجه تو را دارند.»
سخنرانی بنيامین نقطه عطفی بود که همچون آبی روی آتش عمل نمود و وجدان مرا راحت کرد. گفتن عبارت «تو اخراجی» همیشه مشکل و دردناک خواهد بود، اما این درد زمان کمتری باقی خواهد ماند اگر تمرکز ما روی کسانی باشد که هنوز هستند نه کسانی که ترک کرده‌اند.
نظریه من پس از آن نسبت به چگونگی ساختن گروه همکار معنای تازه‌ای به خود گرفت و تصور داشتن یک گروه مداوم و همیشگی کنار گذاشته شد و جایش را به عقیده داشتن یک گروه دائما در حال تکامل داد. این به آن معنا نیست که گفتن عبارت «تو اخراجی» دیگر دردآور نیست. در حقیقت این درد هرگز نباید از بین برود. شما دارید یک رابطه را قطع می‌کنید و با این کار سختی و تنگنا را برای یک نفر به ارمغان خواهید آورد، اما مجبورید که ببینید چرا و چگونه این کار را انجام می‌دهید و این کار چه عواقبی خواهد داشت. به این موضوع پی برده‌ام که بعضی مواقع همه می‌دانستند که یک نفر مجبور به رفتن است و منتظر این بودند که من او را اخراج کنم و با اخراج آن فرد، اعضای گروه هم احساس بهتری در مورد کار کردن برای من به دست می‌آوردند. می‌دیدند که من چه استاندارد‌های بالایی دارم و از اینکه آنها نیز از آن برخوردار بودند به خود می‌بالیدند. تا زمانی که همه گروه را در یک سطح با کیفیت بالا نگه می‌داشتم و وظیفه خود را با اخراج نیروهای ناکارآمد به خوبی ایفا می‌کردم گروه هم سخت‌تر و با مباهات بیشتری کار می‌کردند.
نکته کلیدی در اینجا، جا انداختن فرهنگ کیفیت و تعصب سازمانی است. من به عنوان رییس یک شرکت مسوول بنا نهادن آن فرهنگ هم با تصمیم‌گیری روی نحوه عضویت در آن و هم با وضع قوانینی برای تداوم آن بودم. این امر خیلی بالاتر از فرآیند رسمی استخدام و آموزش دادن قرار دارد.
منبع: Harvard Business review

برندسازي با تبليغات در حد صفر

روزنامه دنیای اقتصاد - چهارشنبه 8 اردیبهشت ماه 1389


صنعت نساجي و پوشاك قديمي‌ترين صنعت توليدي در جهان است. در قرن بيستم صنعت پوشاك و نساجي تبديل به صنعتي بسيار عظيم و قدرتمند شد و رشد قابل توجهي هم در تجارت بين‌المللي مواد خام مثل كتان و هم در تجارت كالاهاي ساخته شده رخ داد.


به طور همزمان، نقش طراحي نيز به طور فزاينده‌اي به عنوان تقاضايي پايه‌اي كه بايد برآورده شود پر رنگ‌تر مي‌شد و كشورهايي مثل فرانسه و ايتاليا كم‌كم به خاطر تبحر داشتن در طراحي شهره مي‌شدند. در دنياي ارتباطات و تبليغات گسترده، نام‌هاي تجاري اهميت زيادي پيدا كردند. خريد پوشاك ديگر يك نياز پايه‌اي نبوده و به چيزي بيشتر از يك پوشاننده براي انسان تبديل شده بود. توليد انبوه و رويكردهاي در بستر آن به سرعت رواج يافتند و توليدكنندگان برای دوخت پوشاك كه هنوز فرآيندي بيشتر وابسته به انسان بود، در جست‌وجوي مكان‌هايي بودند كه بتوانند كارگران را با دستمزدهاي كمتري استخدام كنند و به همين جهت، تاسيسات توليدي پوشاك در سرتاسر جهان و بيشتر در مناطقي كه نيروي انساني ارزان بود، گسترش يافتند.
امروزه صنعت نساجي، صنعتي جهاني است كه فعاليت‌هايي چون طراحي، برش، دوخت، توزيع و فروش را در بر مي‌گيرد. در اين صنعت، قيمت تنها يكی از عوامل تاثیرگذار است و فاكتورهايي مثل تنوع، سرعت، برند و كيفيت نيز اهميت زيادي دارند. همچنين موفقيت در اين صنعت مستلزم داشتن نوآوري مداوم مي‌باشد، چون كلكسيون‌هاي مد اغلب تنها به مدت يك فصل تازگي دارند. در برخي موارد، حتي اين دوره تنها برای یک ماه دوام دارد و با پيشرفت نوآوري در تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات اين مدت مدام كوتاه‌تر مي‌شود. تمام اين موارد باعث شد که اين صنعت در سرتاسر جهان به شكل شبكه‌اي بزرگ در آید كه فعاليت‌هاي آن توسط تعداد كمي ‌بازيگر اصلي هماهنگ مي‌شود.
همانند بسياري از صنايع ديگر، قدرت عمده در اين صنعت نيز امروزه به دست تعداد كمي ‌از توليدكنندگان عمده افتاده است. در حال حاضر صنعت پوشاك اروپا در مقايسه با كشورهايي مثل هند و چين ، بازيگر كوچكي در سطح جهاني است، اما استثناهايي هم در اين صنعت وجود دارد كه برپايه قدرت نوآوري و كارآفريني به موفقيت جهاني دست يافته‌اند.
در واقع تنها اين كه روندي خاص در یک صنعت غالب شده است به اين معنا نيست كه افراد جدید نمي‌توانند با این روند مخالفت کنند و زمینه‌های جدیدی به فعالیت‌های رایج در صنعت اضافه کنند. آمانسيو اورتگا گائونا كه دستيار جواني در يك فروشگاه پوشاك در شمال اسپانيا بود، یکی از اين افراد نوآور است، او كه از آينده شغلي خود بسيار نااميد و دلزده بود تصميم گرفت كسب و كار جداگانه خود را راه‌اندازي كند و در سال 1963، او تمام پس‌اندازش را كه حدود 25 دلار بود در يك كسب و كار كوچك توليد پيژامه و لباس زير سرمايه‌گذاري كرد. طي 10 سال بعد وي تصميم گرفت نخستين فروشگاه خود را بازگشايي كند. او در سال 1975 و در يكي از شهرهاي غربي لاكرونيا نخستين فروشگاهش را بازگشايي كرد.
بعدها اورتگا شركتي به نام اينديتكس را تاسيس كرد. اين شركت در سال 2009 درآمدي بيش از 1300 ميليون يورو كسب كرده بود و در حال حاضر با بيش از 4600 فروشگاه در
74 كشور يكي از بزرگترين شركت‌هاي نساجي دنيا به شمار مي‌رود. اين شركت در سال‌هاي اخير فروشگاه بزرگي در هنگ كنگ بازگشايي كرده و قرار است تا پايان سال 2010 فروشگاه‌هايي هم در هندوستان راه‌اندازي كند. اين شركت بسيار عظيم داراي 8 برند عمده (زارا، پول اند بر، برشكا، ماسيمو دوتي، استرادیواریوس، اویشو، زارا هوم و اورتک)در صنعت پوشاك است كه هر كدام به بخش خاصي از بازار يا نوع خاصي از محصولات اختصاص دارند. براي مثال، «پول اندبر» مخصوص کودکان، «ماسيمو دوتي» مخصوص زنان و مردان مسن و «اویشو» مخصوص لباس‌های زیر می‌باشند.
برندی بدون تبلیغ اما با شعبه‌های متعدد
مشهورترین برند ایندیتکس برند زارا است. زارا برندی جهانی با طراحی و ماهیت مدگرای قوی، هم در مورد لباس‌هایی که مي‌فروشد و هم در مورد فروشگاه‌هایی که لباس‌ها را در آن مي‌فروشد، مي‌باشد.
لباس‌های زارا ترکیبی از طراحی شیک طبق مدل‌های روز دنیا، اما با قیمت‌های متوسط و معقول هستند. به گفته یکی از روزنامه‌نگاران مد: «اگر به دنبال ظاهری کلاسیک و با استیل ایتالیایی، اما به شکل امروزی و با قیمتی معقول هستید به زارا بروید.» رشد موفقیت‌آمیز زارا به دلیل قیمت پایین یا استانداردسازی کارها نیست، بلکه بیشتر به واسطه نوآوری در عملکرد آن مي‌باشد. شايد يكي از عجيب‌ترين استراتژي‌هاي زارا «سياست تبليغات در حد صفر» ( بدون تبليغات) آن است. در واقع شركت ترجيح مي‌دهد به جاي صرف هزينه براي تبليغات، درصدي از درآمد‌هايش را به بازگشايي فروشگاه‌هاي جديد اختصاص دهد.
زارا به واسطه بهره‌گيري از برخي فاكتورها كه به قيمت مربوط نيستند مثل تنوع و نوآوري در محصول، توانسته در ليست رهبران بازار قرار گيرد. براي مثال
اين شركت سالانه بيش از 10000 مدل مختلف لباس طراحي كرده و مي‌فروشد (به علاوه واضح است كه اين لباس‌ها در سايزهاي مختلف هستند). اورتگا سيستم جامع و كاملي را براي توليد لباس‌ها و ايجاد يك كسب و كار راه‌اندازي كرده است. او اين كار را به ويژه در حوزه‌اي از بازار پوشاك (يعني اسپانيا) انجام داده كه هيچ پيش زمينه‌اي در صنعت پوشاك نداشته است. بهبودها و پيشرفت‌هاي زارا به خاطر به كارگيري تكنولوژي اطلاعات و استفاده از گروه‌هايي از طراحان به جاي افراد طراح، مي‌باشد.
اورتگا در مراحل اوليه توسعه كسب و كار توليد خود به بخش عمليات نهايي توليد پارچه مي‌رفت تا مطمئن شود كه رنگ‌ها و كيفيت موادي كه استفاده مي‌كند مناسب باشند. اين كار نه تنها باعث كنترل كيفيت بهتر مي‌شد، بلكه راهي را براي ارائه طرح‌ها و بافت‌هاي مختلف و جالب پارچه نيز باز مي‌كرد. در حال حاضر، حدود 18 عمليات طراحي و توليد پارچه در شركت انجام مي‌شود.
طراحی متفاوت کلید موفقیت
بخش عمده موفقيت شركت ناشي از تعهد قوي به طراحي مي‌باشد كه وجود بيش از 200 طراح ماهر در شركت نشان‌دهنده اين تعهد است. به علاوه، اين طراحي فقط در توليد لباس‌ها نمود پيدا نمي‌كند، بلكه تا مرحله ارائه آنها در فروشگاه، نمايش آنها در ويترين، كاتالوگ‌ها، تبليغات اينترنتي و غيره، ادامه مي‌يابد. بخشي از ساختمان مركزي شركت در آرتئيكسو در لاكرونياي اسپانيا شامل 25 ويترين آزمايشي فروشگاه با اندازه، طراحي و نورپردازي واقعي است كه به تيم‌هاي طراحي كمك مي‌كند تا مشاهده كنند ويترين فروشگاه‌هاي واقعي آنها چطور به نظر مي‌رسند ( نه تنها در شرايط عادي، بلكه در روزهاي باراني يا در شب و شرايط ديگر).
جنبه ديگر موفقيت زارا، انعطاف‌پذيري آن است كه ناشي از مدل ساخت و توليد بسيار متفاوت محصولات مي‌باشد. حدود 2500 كارمند به طور مستقيم در عمليات توليد كار مي‌كنند، اما تعداد بسيار بيشتري از نيروي كار كه در شهرها و جوامع كوچك اسپانيا و شمال پرتغال پراكنده اند ، به طور غیر مستقیم آنها را پشتیبانی مي‌کنند.
در زارا زماني كه يك طرح پذيرفته مي‌شود، پارچه‌ها برش مي‌خورند و سپس به شبكه‌اي از كارگاه‌هاي كوچك ( كه نشان دهنده قابليت برون سپاري شركت است و به انعطاف‌پذيري بالاي آن انجامیده) توزيع مي‌شود. تكه‌هاي نيمه‌آماده به همراه دستورالعمل‌هاي آسان و رواني به كارگرها داده مي‌شود و خروجي اين فرآيندها در نهايت،‌ همچون نهرهاي كوچكي دوباره به مركز توزيع عظيم زارا كه مثل رودخانه‌اي عظيم و پر سرعت است، باز مي‌گردد. اين كار يك عمليات كوچك و ساده نيست، چون اين مركز حدود 200 كيلومتر از ريل‌هاي قطاري كه كالاها با آنها مي‌آيند فاصله دارد. فرآيند انتقال تكه‌هاي ورودي فرآيندي اتوماتيك به همراه كنترل كيفيت گسترده و همزمان با توليد و توزيع مي‌باشد. اين قطعه‌ها به پاركينگ بخش توليد مخصوص ناوگاني از كاميون‌ها منتقل مي‌شوند.
انعطاف‌پذیری و پیشی گرفتن از رقبا
تمام اين فرآيندها و مكان‌ها نياز به سيستم هماهنگي نوآورانه و بسيار منعطفي دارند كه زارا در خانه ايجاد كرده است. در اين بخش از كار، شركت از مدلي استفاده مي‌كند كه به صدها سال قبل بازمي‌گردد، يعني ايده ناحيه‌ها و خوشه‌هاي صنعتي، اما شركت با تركيب اين مدل با تكنولوژي قرن بيست و يكم، به انعطاف‌پذيري بسيار زيادي در حجم و تنوع كالاهايي كه توليد مي‌كند دست يافته است، در حالي‌كه رقبايي مثل H&M و GAP براي برنامه‌ريزي و توليد خطوط جديد توليدشان بايد 3 تا 5 ماه قبل از رسيدن محصول به فروشگاه‌ها وقت بگذرانند، زارا تنها كمتر از 3 هفته براي تمام اين فرآيندها وقت مي‌گذارد.
انعطاف‌پذيري زارا بر پايه فاكتورهاي ديگري چون پاسخگويي سريع و استفاده گسترده از تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات نيز مي‌باشد. در پايان هر روز زماني كه تمام مشتريان در سرتاسر دنيا، 950 فروشگاه شركت را ترك مي‌كنند، كاركنان فروش با استفاده از وسايل ارتباطي بي‌سيم ،‌سطح موجودي را به مدير فروشگاه گزارش مي‌دهند و مدير نيز اين گزارش‌ها را به عنوان ورودي اي براي سيستم طراحي و توزيع شركت به اسپانيا ارسال مي‌كند.
اين كار به شكل دقيقه‌اي، اطلاعات تازه‌اي درباره اين كه چه كالاهايي فروخته شده و كدام كالاها فروخته نشده‌اند ارائه مي‌دهد، (بنابراين فروشگاه‌ها مي‌تواند به سرعت به ترجيحات مشتريان پاسخگو باشند). به علاوه شركت مي‌تواند متوجه شود چه رنگ‌هايي بيشتر طرفدار دارند، چه تم‌هايي بيشتر فروش مي‌روند و چه طرح‌هايي خيلي در بازار داغ نيستند، اما كار زارا تنها دنبال كردن روند بازار نيست، بلكه همواره به دنبال آن است كه هيچ مدلي بيش از 4 هفته در فروش باقي نماند (مهم نيست كه چقدر آن مدل خوب به فروش مي‌رود). اين كار اثر زيادي روي برند شركت دارد چون آن را به عنوان شركتي كه به شدت به دنبال نوگرايي و طرح‌هاي جديد است، معرفي مي‌كند.
به علاوه اين كار فشار مضاعفي را روي توانايي شركت براي چابك‌تر بودن در طراحي و توليد وارد مي‌كند كه باعث پيشرفت روز افزون شركت زارا شده است.
منبع: www.managing-innovation.com
www.zara.com

Monday, April 26, 2010

دومین گام در مدیریت تغییر

روزنامه دنیای اقتصاد - سه شنبه 7 اردیبهشت ماه 1389

مديريت تغيير
دومین گام در مدیریت تغییر

برای اعمال یک تغییر موفق در سازمان، باید زمینه‌های لازم برای آن فراهم باشند. مدل آدکار چارچوبی برای درک صحیح تغییر در سطح فردی ارائه مي‌دهد.


بر اساس این مدل اولین گام در راستای اعمال موفق تغییر ایجاد آگاهی در کارکنان درمورد لزوم تغییر است که پیش از این به آن پرداختیم. دومین عنصر مدل آدکار «تمایل» است که انگیزه و انتخاب نهایی افراد را برای حمایت و شرکت در تغییر نشان مي‌دهد. ایجاد تمایل در افراد خود چالش مهمي‌ محسوب مي‌شود. بر خلاف فرآیند آگاهسازی که مي‌تواند طی مراحلی مشخص، آگاهی لازم از نیاز به تغییر را ایجاد کند، ایجاد میل و رغبت برای اعمال تغییر گذرا بوده و به طور مستقیم قابل کنترل نیست. آگاهی، انسان‌ها را به ارزیابی وامي‌دارد، اما این امر همیشه به ایجاد تمایل در افراد نمي‌انجامد.
به همین ترتیب، در محیط‌های کاری مدیران مي‌توانند انواع فرآیندها، برنامه‌ها و ساختارهای سازمانی را طراحی کرده و فناوری‌ها و ارزش‌های جدید را در شرکت ترویج کنند، اما اینها هیچ کدام نمي‌توانند کارمندان را به حمایت یا پیروی از تغییرات وادار سازد. یکی از اشتباهات متعارف رهبران پروژه‌ها به همین مساله برمي‌گردد. آنها مي‌پندارند که تنها با اجرای مرحله آگاهسازی، میل به تغییر را نیز در کارمندان خود ایجاد کرده‌اند. به همین خاطر مخالفت‌ها و ممانعت‌های کارمندان، آنها را غافلگیر كرده و دلیلی برای آن پیدا نمي‌کنند. درک صحیح و اساسی از عوامل موثر بر ایجاد میل و انگیزه در افراد، اولین گام مهم برای تحقق این عنصر کلیدی مدل آدکار است.
عوامل متعددی در میزان تمایل افراد به تغییر دخیل هستند. یکی از این عوامل طبیعت تغییر است. به عبارت دیگر اینکه تغییر مورد نظر از چه نوعی است و چگونه بر افراد تاثیر خواهد گذاشت. یک فرد یا گروهی از افراد، طبیعت هر تغییر را در مراحل متفاوت و در پاسخ به سوالاتی مانند «تغییر واقعی کدام است؟» یا «این تغییر چه تاثیری بر من خواهد گذاشت؟» ارزیابی مي‌کنند. پاسخ به این سوال مي‌تواند تغییر را به عنوان یک موقعیت یا یک تهدید معین سازد. مردم همچنین میزان تاثیر و گسترش تغییر را در میان افراد و گروه‌های مختلف تخمین مي‌زنند و چنانچه تاثیرات تغییر را در میان گروه‌های مختلف یکسان و منصفانه نیابند، این مي‌تواند خود به تنهایی، بهانه‌ای برای ممانعت آنها از تغییر شود.
دیگر عامل موثر در میزان تمایل کارکنان به پذیرش و اعمال تغییر، شرایط محیطی و سازمانی است. شرایط محیطی به دیدگاه افراد در مورد «محیط اعمال تغییر» اشاره دارد. با توجه به تفاوت‌های افراد و تجربیات منحصر به فرد آنها، ارزیابی موقعیت و محیط تغییر برای هر یک از آنها متفاوت است. در محیط کار، این شرایط سازمانی شامل موفقیت تغییرات اعمال شده قبلی در سازمان، میزان تغییرات در حال انجام فعلی، رسیدگی‌ها و تشویق‌های گذشته در خصوص تغییرات اعمال شده و فرهنگ و ساختار خود سازمان مي‌شود.
کاربرد و توجه به هر یک از این موارد را نباید ناچیز و کم‌اهمیت تلقی کرد، چراکه گذشته و فرهنگ هر سازمانی نقش بسزایی در ایجاد انگیزه در آن سازمان بازی مي‌کند. به طور مثال تشکیلاتی که سابقه شروع پروژه‌های تغییر و نیمه‌کاره رها کردن آنها را دارند، یا سازمان‌هایی که تا به حال اجرای تغییر در آنها برای همگان الزامي‌ و لازم‌الاجرا نبوده و در آنها گاها به راحتی مي‌توان از اجرای تغییرات خودداری کرد. این گونه سازمان‌ها مشکلات متعددی در مسیر ایجاد رغبت و انگیزه خواهند داشت.
موقعیت شخصی هر فرد نیز عاملی تاثیرگذار در روند ایجاد میل به تغییر است. منظور از موقعیت‌های شخصی، جوانب مختلف زندگی هر فرد است؛ مثلا موقعیت فردی، خانوادگی، جابه‌جایی پذیری (انعطاف‌پذیری در نقل مکان)، امنیت مالی، سن، سلامت، انتظارات شغلی در محل کار فعلی (ترفیع رتبه، تاییدیه‌ها و پاداش‌ها). موقعیت فردی نقش مهمي‌در فرآیند تصمیم‌گیری هر فرد در مورد تغییر دارد. به طور مثال موقعیت مالی یا سلامت یک نفر، ممکن است او را وادار به تصمیم‌گیری‌هایی کند که شاید در ابتدا اصلا منطقی به نظر نرسند، اما با در نظر گرفتن موقعیت فرد قابل‌درک باشند.
علاوه بر موقعیت افراد انگیزه‌های فردی و ذاتی نیز در چگونگی واکنش به تغییر و میزان تمایل آنها به اعمال تغییر موثر است. انگیزه‌های شخصی ویژگی‌های افراد هستند که آنها را از یکدیگر متمایز مي‌کنند. بعضی از ما خواهان پیشرفت هستیم حال آنکه بعضی به دنبال رابطه‌های عمیق و ماندگارند. بعضی به دنبال احترام، مقام و قدرت هستند و برخی دیگر به دنبال پول و امنیت مالی. عامل برانگیزاننده هر یک از ما در تغییر، متفاوت بوده و در طیف بزرگی از انواع محرک‌ها جای مي‌گیرد.
آمیزه‌ای از این عوامل، رفتارهای گوناگون ما را در هنگام تغییر سبب مي‌شوند. با توجه به پیچیدگی و شخصی بودن برخی از این عوامل، دومین مرحله مدیریت تغییر؛ یعنی ایجاد تمایل در کارکنان برای اعمال تغییرات، چالشی به مراتب بزرگتر از مرحله اول یعنی ایجاد آگاهی نسبت به لزوم اعمال تغییر برای مدیران فراهم مي‌کند.
منبع: كتاب آدكار تكنيك‌هاي كاربردي تغيير در كسب و كار

Sunday, April 25, 2010

تجربه یک تغییر موفق

دوشنبه 6 اردیبهشت ماه 1389

مدیر تغییر یک شرکت نفتی از اعتیاد به تغییر مي‌گوید
تجربه یک تغییر موفق

بعد از 20 سال تجربه رهبري برنامه‌هاي مديريت تغيير در آمريكا، اروپا و نيوزيلند، مدير اجرايي BP، فيونا مكلود به اين نتيجه رسيد كه شرکت‌های جهان به مجموعه‌ برنامه‌هاي مديريت تغيير آلوده شده‌اند، برنامه‌هايي كه منابع انبوهي را مورد استفاده قرار مي‌دهند، اما در نهايت امر نمي‌توانند مشكلات مورد نظر را از ميان بردارند.


شرکت BP که دفتر مرکزی آن در لندن واقع شده، سومين شركت بزرگ انرژي جهان مي‌باشد. این شرکت در آمد خود را در سال 2008 مبلغ 367/1 میلیارد دلار گزارش كرده است. مكلود، نماينده فروشگاه‌هاي خرده فروشي BP درايالات متحده و آمريكاي لاتين مي‌گوید: «آنچه مرا واقعا مبهوت مي‌كند اين است كه چرا بسياري از برنامه‌هاي مديريت تغيير، معمولا قبل از اينكه برنامه اصلي كامل شود، با شكست مواجه مي‌شوند.» در كنفرانس اخير مديريت در وارتون (دانشکده بازرگانی دانشگاه پنسیلوانیا) مكلود به مدیران توصیه کرد كه از خود بپرسند: «چگونه مي‌توانيم خود را از اعتياد به تغييرات نامنظم و جزئي رها كرده و به سمت روشي سالم‌تر براي پيشرفت پيوسته كار حركت كنيم؟»
تغييرات ناگهاني و بزرگ ممنوع
مكلود اشاره مي‌كند بسياري از برنامه‌هاي مديريت تغيير محكوم به شكست هستند، چراكه تغييري كه ايجاد مي‌كنيم در بلندمدت برای شرکت قابل تحمل نیست، در حالی که ساختار شرکت بتواند پذیرای تغییر مورد نظر باشد، امري كاملا الزامي و حياتي مي‌باشد. تغييرات در سازمان‌ها به چند دليل با شکست مواجه مي‌شوند:
• مديران جديد معمولا به ايجاد تغییرات بزرگ بيشتر از دنبال كردن برنامه دراز مدت و نظارت بر چگونگي تغيير و نگه داشتن برنامه در مسير درست خود اهميت مي‌دهند.
• سازمان‌ها معمولا به عادات قديمي خود بازمي‌گردند، چراكه كارمندان لزوم تغيير را درك نمي‌كنند يا ابزار و آموزش‌هاي مورد نياز وجود ندارد تا رويكرد جديد از ثبات لازم برخوردار شود.
• تا زماني كه كسي كه مي‌خواهد تغيير ايجاد كند، به جاي مشاوره با مديراني كه مسوول اجرای پروژه هستند از گروه يا مشاوران خارج از سازمان بهره مي‌گيرد، هيچ تغييري ايجاد نمي‌شود.
مكلود به مدیران توصیه مي‌کند كه به جنبه انسانی ایجاد تغيير توجه كنند، بدين صورت كه با اجراي برنامه‌ها در جاي خود، مديران و كارمندان را به طور كامل درگير و علاقه‌مند به ايجاد تغيير و تداوم آن در طول زمان نمايند. وی مي‌گوید: «به عنوان مديران تجاري ما در بخش منطقي مساله تغيير بسيار خوب عمل مي‌كنيم، يعني تشخيص مي‌دهيم چه چيزي اشتباه است و چگونه بايد آن را تصحيح نمود، اما باید توجه داشت که جنبه انسانی تغيير به اين معنا كه واقعا افراد را درگير تغيير كنيم نیز به همان اندازه داراي اهميت است. اگر افراد به طور عقلاني به لزوم تغيير برسند، اما از نظر احساسي نه، بعيد مي‌دانم تغيير دوام بياورد.»
براي اينكه كارمندان به پديده تغيير متعهد و علاقه‌مند شوند، مي‌بايست دليل آن را بفهمند. مديران مي‌بايست اطلاعاتي را ارائه دهند كه نشان مي‌دهد كجاي كار مشكل دارد و ايجاد تغيير چگونه به حل اين مشكل كمك مي‌كند. مكلود به مديران توصیه مي‌كند: تنها در مورد اينكه چرا مي‌خواهيد تغيير ايجاد كنيد توضيح ندهيد بلكه نشان دهيد بعد از اتمام كار وضعيت چگونه خواهد شد. افراد نياز دارند ديدي در مورد اينكه آينده چگونه خواهد بود داشته باشند، پس در اين مورد به طور واضح و مشخص عمل كنيد.»
مديران تجاري مي‌بايست فهرست تغييرات را داشته باشند، مسووليت پيگيري در هر قدم از اجراي نقشه را به عهده بگيرند و همواره نتايج را بررسي كنند تا مطمئن شوند تغييرات در طول زمان ادامه دارد. مكلود مي‌گوید: «هيچ وقت فكر نكنيد كه مديران مساله را كامل متوجه شده‌اند. ممكن است نياز باشد ده‌ها بار بيشتر از آنچه فكر مي‌كنيم براي آموزش، قدرتمند كردن و درگير كردن مديرانمان تلاش كنيم.» همچنين اینکه مدیریت تغییر به جای تاکید بر تغییرات بزرگ بر پیشرفت عملکرد روزانه تاکید داشته باشد از اهمیت زیادی برخوردار است. شما مي‌توانيد از طريق ايجاد ابزار و دادن آموزش‌هاي لازم، حركت پيوسته به سمت اهداف مشخص تغيير را مورد سنجش قرار داده و از پديده معمول بازگشت به عادات گذشته جلوگيري كنيد. مكلود مي‌گوید: «قراردادها و چارت كاري را در جايي يادداشت كنيد. عملكرد افراد براساس همين قراردادها مورد بازنگري قرار مي‌گيرد نه چيز ديگري.»
تغيير فرهنگ سازمان در راستای تشویق رفتارهای مطلوب، امري حياتي براي رسيدن به موفقيت مي‌باشد. مكلود مي‌گوید: «بايد از كساني كه تغییر را در عملکرد روزانه خود پیاده مي‌کنند، قهرمان بسازيم نه از كساني كه تغييرات بزرگ ناگهاني و يكباره ايجاد مي‌كنند. شما به افراد براي نحوه رفتارشان با مشتري، نحوه تصميم‌گيريشان، چگونگي ساده كردن كار و... پاداش مي‌دهيد و از همه مهم‌تر همه اينها مي‌بايست در فضاي ارتباط باز و همراه با احترام صورت بگيرد. اگر افراد در وضعيت نامعلوم قرار بگيرند و احساس احترام نكنند، تغيير هرگز دوام نخواهد آورد.»
مکلود چگونه شرکت را سود آور کرد؟
مكلود از زمان پیوستن به BP در 1988، در ايجاد تغيير و تحولات كاري، پرورش انواع مهارت‌هاي مورد نياز در بخش‌هاي متنوع بازاريابي، منابع انسانی، عرضه و توزيع در سطح بریتانیا و اروپا تخصص پيدا كرده است. او اصول عملياتي، استراتژيك و بازاريابي مربوط به تجارت‌هاي خرده‌فروشي را مديريت كرده و به تازگي بازسازي امور مربوط به بازاريابي BP در اروپا را به عهده گرفته است. مکلود در سال 2006 به عنوان ريیس بخش خرده‌فروشی شرکت در آمریکا انتخاب شد. این اتفاق بزرگترین چالش دوران کاری مکلود محسوب مي‌شود، چرا که وظیفه بازسازي تجارت و تبديل علامت تجاري براي تقريبا 1800 فروشگاه از كاليفرنيا تا پنسيلوانيا، بر عهده او گذاشته شده بود.
پروژه واگذار شده به مكلود قسمتي از عمليات ابتكاري سازماندهي دوباره BP، جهت بالا بردن بهره‌وري شركت‌ و كم كردن فاصله عملكرد BP با ساير رقبا بود كه در اكتبر 2007 شروع شد. هنگامي‌كه مكلود برنامه بازسازي خود را آغاز كرد، بايد متوجه مي‌شد مشكل كجاست و از همه مهمتر اينكه چرا سه برنامه عملياتي گذشته نتيجه نداده‌اند. او نمي‌خواست همان اشتباه‌ها را تكرار كند.
«مساله كليدي تعيين كردن هدف كار به طور واضح بود. ما فكر مي‌كرديم وظيفه ما تامين بسياري از فروشگاه‌هاي كوچك خودكفا و به‌دست آوردن مقدار زيادي سرمايه است،
در صورتي كه در واقع هدف ما تبديل گاز استخراج شده به پول بود و اينكه مطمئن شويم در درازمدت موقعيت ما در بازار امن و مطمئن است. سوال اين بود كه چگونه مي‌توانيم تغيير را به صورتي اعمال كنيم كه پایدار بماند.»
او طرحي انتخاب كرد كه تغييراتی اساسي را مي‌طلبيد. از ميان 1800 فروشگاه خرده فروشي BP در سرتاسر كشور، 800 فروشگاه تحت تملک BP قرار داشت، هر چند این فروشگاه‌ها به طور مستقل عمل مي‌کرد. او مدل تجاري را به فروش 100% حق امتياز، تغيير داد. علامت تجاري فروشگاه‌ها را تغییر داد و برنامه‌های بازاريابي جديدی ارائه کرد که به ایجاد رقابت هرچه بیشتر بیانجامد.
چگونه در کارکنان تعهد ایجاد کنیم؟
فروش 800 فروشگاه باعث از بين رفتن 10000 شغل در BP مي‌شد، این رقم در واقع معادل کل کارکنان در خرده‌ فروشي‌هاي BP بود. هيچ تضميني براي كاركنان فروشگاه‌ها وجود نداشت كه مجددا توسط كساني كه نمايندگي، به آنها واگذار شده بود استخدام شوند. مكلود و گروهش جهت آماده كردن فروشگاه‌ها براي فرآيند تغيير، در عرض تنها 18 ماه، با مشكلات عمده‌ای در امر مدیریت کارکنان مواجه شدند. آنها مي‌بايست كاركنان را تشويق به كاهش هزينه و ارتقاي عملكرد مي‌نمودند، این در حالی بود که کارکنان با عدم اطمينان بزرگي در خصوص آينده كاري‌شان مواجه بودند.
وجود اطمينان براي ايجاد تغيير كارساز كاملا حياتي مي‌باشد. اگر افراد به كسي كه آنها را رهبري مي‌كند، خودشان و هدف كارشان اعتقاد داشته باشند، احتمال اينكه بتوانيد تغييري پايدار ايجاد كنيد كه منجر به پيشرفتي پيوسته شود، بيشتر خواهد بود. براي ايجاد اعتماد، گروه او يك طرح تجاري را پیش‌نویس كردند و آن را به بدبين‌ترين افراد در سازمان نشان دادند و از آنها خواستند انتقادات خود را بيان كرده و راه‌های پیشنهادی خود را برای پیشبرد پروژه ارائه کنند. مكلود مي‌گويد، او با صحبت كردن مستقيم با كارمندان فروشگاه‌ها و توضيح دادن اينكه چگونه طرح او مي‌تواند آنها را در برابر رقبا پيروز كند و نشان دادن همدلي با آنها در خصوص آنچه با آن مواجه مي‌شدند، اعتماد آنها را جلب نمود. گروه مكلود براي اينكه كاركنان بدانند چه چيزي از آنها انتظار مي‌رود و پيشرفت خود را مشاهده كنند، اهداف اصلي عملكرد را ماه به ماه دنبال مي‌كردند و طرح‌هاي مشخصي جهت كاهش هزينه عملیاتی ارائه مي‌دادند. براي جلوگيري از بازگشت به حالت قبل، مکلود به كارمندان وعده داد در صورتي‌كه فروشگاه‌ها را با پشتوانه مالي قوي و ایمنی بالا به مالكين جديد واگذار كنند به آنها پاداش نگهداري خواهد داد. وی مي‌گوید: «كاركنان انگيزه قوي پيدا كردند تا از سالم بودن مسیر کارها اطمینان حاصل کنند.» ايجاد احساس خوب در افراد نسبت به كارشان، ابزار مهمي در پايداري حركت ايجادشده مي‌باشد. مکلود مي‌گوید: «افراد براي ساده كردن و بهتر كردن كارها پاداش مي‌گرفتند. اهميت همراهي،‌ همدلي و رفيق بودن با كارمندان اگر بيشتر از پاداش مالي نباشد، كمتر هم نيست.»
افراد از رهبران خود انتظار برخورد روشن و واضح دارند
ساختار سازماني BP به فراهم شدن بستر لازم برای تغيير بسيار كمك كرد. مکلود مي‌گوید: «ما افرادي داشتيم كه مي‌دانستند ظرف 18 ماه آينده بايد مجموعه را ترك كنند و با انگيزه در تمام دوران كار كردند؛ چراكه ما با آنها بسيار روراست بوديم. افراد از رهبران خود انتظار برخورد روشن و واضح دارند. برنامه‌ريزي براي كاهش ريسك در حالي كه گروه تركيب جديدي را ايجاد مي‌كرد، بسيار حياتي بود. ما نقشه‌هاي بسياري كشيديم و برنامه‌هاي خود را قبل از اينكه در بازار اجرا كنيم، امتحان كرديم. در نهايت، بررسي‌هاي متوالي نشان داد كارمندان در طول دوره تغيير، عمليات را تسهيل كرده و آن را ارتقا بخشيده‌اند، كاهش هزينه‌ ناشی از این امر معادل 700 ميليون دلار در سال بود. فروختن فروشگاه‌ها به تنهايي 1/2 میلیارد دلار به سرمايه BP اضافه كرد. طبق گفته مكلود، بررسي‌هاي متوالي نشان‌دهنده ارتقاي وجدان كاري و اخلاقي بود، با اينكه 70% افراد مي‌دانستند كار خود را از دست خواهند داد. او مي‌گوید: «چيزي كه بيش از همه به آن افتخار مي‌كنم اين است كه چگونه افراد ما واكنش نشان دادند. شما به عنوان يك رهبر مي‌توانيد كارهاي خارق‌العاده‌اي انجام دهيد و اين كار را مي‌توانيد به نحوي انجام دهيد كه افراد احساس ارزش و احترام كنند.»
در آخر مكلود گفت: «نه تنها شركت‌ها، بلكه اقتصاد جهاني به رهبراني وابسته است كه دور باطل را مي‌شكنند. اقتصاد به کسب‌وکارهایی نياز دارد كه دليل به وجود آمدن آنها و مدل تجاري‌شان مشخص بوده و داراي مقياس‌هايي باشند كه مشخص مي‌كند چه زماني نياز به اصلاح دارند. ما به سازمان‌هايي نياز داريم كه پيشرفت مداوم را در مسيري قابل پيش‌بيني مديريت كنند.»

Monday, April 19, 2010

روزنامه دنیای اقتصاد - سه شنبه 31 فروردین ماه 1389

نتايج تحقيق ژاپني‌ها منتشر شد

مناطق آسيب‌پذير تهران در زلزله

دنياي اقتصاد- چندین سال پیش گروه مطالعاتی از ژاپن مطالعاتی را در زمینه گسل‌های تهران انجام دادند و آسیب‌پذیری مناطق، بزرگي و تلفات زلزله احتمالی تهران را بررسی کردند. مطالعات این گروه روی 22 منطقه کلان شهر تهران با دو هدف تهیه نقشه «میکرو زونینگ» زلزله برای تهران و ارائه توصیه‌هایی برای کاهش خسارات زلزله احتمالی تهران انجام شد. گزارش نهایی این گروه که با همکاری مرکز مطالعات زلزله و زیست‌محیطی تهران بزرگ و «جایکا» صورت گرفت، چند سال پيش تحت عنوان «ریز پهنه‌بندی لرزه‌ای تهران بزرگ» انتشار یافت.

مشروح گزارش تحقيقات ژاپني‌ها انتشار يافت
آسیب‌پذیرترین مناطق تهران در زلزله
گزارش جایکا حکایت از آسیب‌پذیر بودن مناطق 11، 12، 16 و 20 دارد که این به دلیل جنس خاک این مناطق است. در این مناطق علاوه بر اینکه جنس زمین نرم است دارای سفره‌های زیرزمینی زیادی است که گاهی مشاهده مي‌شود که سازه ای بدون وقوع زلزله در زمین فرو مي‌رود
چندین سال پیش گروه مطالعاتی از ژاپن مطالعاتی را در زمینه گسل‌های تهران انجام دادند و آسیب‌پذیری مناطق، بزرگي و تلفات زلزله احتمالی تهران را بررسی کردند. در گزارشی ضمن بیان این نتایج نظرات کارشناسی دکتر بهرام عکاشه نیز منعکس مي‌شود.
به گزارش مهر در فروردین ماه سال 1378 بنا به درخواست ایران، آژانس همکاری‌های بين‌المللی ژاپن «جایکا» (JICA) که نماینده رسمي‌ و مسوول اجرای طرح‌های همکاری‌های فنی دولت ژاپن است گروه مطالعاتی خود را به تهران اعزام کرد تا مطابق مقررات و آیین نامه‌های جاری کشور ژاپن، مطالعاتی را در زمینه زلزله‌های احتمالی تهران انجام دهد.
مطالعات این گروه روی 22 منطقه کلان شهر تهران با دو هدف تهیه نقشه «میکرو زونینگ» زلزله برای تهران و ارائه توصیه‌هایی برای کاهش خسارات زلزله احتمالی تهران انجام شد. گزارش نهایی این گروه که با همکاری مرکز مطالعات زلزله و زیست محیطی تهران بزرگ و «جایکا» صورت گرفت پس از 18 ماه در آذر ماه سال 1379 تحت عنوان «ریز پهنه‌بندی لرزه‌ای تهران بزرگ» انتشار یافت. گزارش زیر مروری بر نتایج این تحقیقات است.
احتمال فعال شدن سه گسل تهران
در این مطالعات بر پایه اسناد و گزارش‌هایی که پیش‌تر توسط محققان ایرانی و خارجی تهیه شده بود، ویژگی‌های گسل‌های فعال اصلی در تهران و اطراف آن مورد بررسی قرار گرفت. از میان بسیاری از گسل‌های فعال در منطقه، احتمال فعال شدن سه گسل «مشا»، «شمال تهران» و گسل «جنوب ری» تشخیص داده شد.
گسل «مشا» که حدود 200 کیلومتر طول دارد از گسل‌های اساسی البرز مرکزی است که در شمال تهران قرار گرفته است. این گسل از حاشیه رشته کوه در غرب به سوی شرق البرز گسترش مي‌یابد. گسل شمال تهران در دامنه رشته کوه البرز با طول حدود 90 کیلومتر قرار دارد و از «کن» تا «لشگرک» ادامه دارد. این گسل در لشگرک به گسل «مشا» فشم مي‌پیوندد. گسل‌های جنوب و شمال ری نیز از شاخص ترین گسل‌ها در دشت‌های جنوبی تهران هستند و حدود 20 کیلومتر طول دارند.
مطالعات «جایکا» بر پایه مطالعات و تحقیقات انجام شده روی گسل‌های عمده تهران و اسناد تاریخی زلزله‌هایی که از سال ۷۴۳ میلادی در تهران واقع شده بود، انجام شد. این گروه سه سناریو در زمینه فعال شدن سه گسل اصلی شهر تهران و یک سناریو برای فعال شدن گسل‌های پنهان در زیر لایه‌های رسوبی شهر تهران ارائه مي‌دهد. به این ترتیب، چهار مدلی که برای سناریو زلزله‌ها در نظر گرفته شد شامل مدل گسل «ری»، مدل گسل «شمال تهران»، مدل گسل «مشا» و مدل شناور است.
شدت زلزله در سه گسل تهران
بر این اساس، در سناریوی زلزله مدل گسل ری، منطقه جنوبی شهر شدت زلزله 9 و منطقه شمالی آن شدت زلزله بین 7 تا 8 را احساس خواهند کرد. در مدل گسل شمال تهران شدت زلزله در بخش شمالی شهر به 9 و در بخش جنوبی آن به 7 مي‌رسد و بخش بزرگی از شهر شدت زلزله 8 را تجربه خواهند کرد. در مدل گسل مشا در قسمت بزرگی از شهر، زلزله‌ای با شدت 7 احساس خواهد شد. در مدل شناور نیز بخش اعظم شهر شدت زلزله 8 و چندین قسمت نیز شدت زلزله 9 را تجربه خواهند کرد.
تلفات تهران در صورت بروز زلزله
در این گزارش به خسارت ساختمان‌ها اشاره شد. طبق مطالعات جایکا ساختمان‌های مسکونی از ساختمان‌های تجاری و کارخانه‌ها و بناهای عمومي ‌مهم از قبیل مدارس، بیمارستان‌ها و ایستگاه‌های آتش نشانی تفکیک شده اند و خسارات ناشی از چهار سناریوی زلزله برای این ساختمان‌ها به طور جداگانه محاسبه شده است. گروه مطالعاتی برای برآورد خسارات ساختمان‌های مسکونی یک بانک اطلاعاتی براساس نتایج آمارگیری سال 1375 تهیه کردند و اطلاعات آن را با آمار تعداد طبقات ساختمان‌ها که توسط اداره پست ارائه شده بود، مطابقت دادند.
تعداد ساختمان‌های مسکونی تهران 900 هزار واحد برآورد شد که از این میزان 45 درصد ساختمان‌ها سازه آجری و فلزی دارند، 40 درصد دارای سازه فلزی هستند، 10 درصد از بتن مسلح و درصد اندکی نیز از ساختار خشتی برخوردارند. 6 درصد ساختمان‌های مسکونی که دارای سازه فلزی هستند در 10 سال گذشته ساخته شده‌اند. (آمار مربوط به سال 1378 است) در سازه‌های فلزی پایه‌ها و تیرها با استفاده از جوشکاری کارگاهی به یکدیگر اتصال داده شده‌اند که این منجر به کم شدن اعتبار یا قابلیت اعتماد به این اتصالات مي‌شود. بنابراین انتظار نمي‌رود که سازه‌های فلزی به طور کامل در برابر زلزله مقاومت موثری داشته باشد.
زلزله مربوط به گسل ری باشد
55 درصد ساختما‌ن‌ها فرو مي‌ریزند
این گروه در مدل گسل ری اعلام مي‌کنند که در صورتی که زلزله تهران به خاطر فعال شدن گسل ری باشد 480 هزار ساختمان در تهران یعنی 55 درصد ساختمان‌ها فرو خواهد ریخت. بیشترین تعداد ساختمان‌های آسیب دیده در منطقه ۱۵ خواهد بود. نسبت ساختمان خسارت دیده به ساختمان‌های سالم در مناطق 11، 12، 16 و 20 مقدار بسیار بالایی در حدود 80 درصد است. دلیل این نسبت بالای خسارت، وجود ساختمان‌های آسیب‌پذیر فراوان و جنبش لرزه‌ای نیرومند (با شدت ۹) در این مناطق است. در صورت فعال شدن گسل شمال تهران 310 هزار ساختمان که 36 درصد کل ساختمان‌ها را شامل مي‌شود، آسیب مي‌بیند. نسبت ساختمان‌های خسارت دیده به ساختمان‌های سالم در مناطق یک تا 5 که در بخش شمالی شهر تهران قرار دارند درحدود 50 درصد است. نسبت خسارت در بخش جنوبی شهر کمتر از 30 درصد است. تفاوت خسارت بین قسمت شمالی و جنوبی شهر به اندازه مدل گسل ری نیست. در این مطالعات، تلفات انسانی برای هر نوع سازه ساختمانی در هر حوزه آماری برآورد شد و نتایج به دست آمده با داده‌های هر منطقه شهری تلفیق و تعداد تلفات به تفکیک روز و شب و همچنین به تفکیک میزان فعالیت‌های اضطراری امداد رسانی محاسبه شد. در صورت فعال شدن گسل ری شاهد گسترده ترین تلفات خواهیم بود یعنی 380 هزار نفر از ساکنان تهران (حدود 6 درصد کل جمعیت شهر تهران) جان خود را از دست خواهند داد. در منطقه 15 به علت تعداد زیاد جمعیت ساکن، تلفات بسیار وسیع خواهد بود. نسبت تلفات به کل جمعیت در مناطق 11 و 12 به 15 تا 20 درصد خواهد رسید. زیرا در این مناطق شمار ساختمان‌های آسیب‌پذیر بسیار زیاد است و شدت زلزله نیز به 9 مي‌رسد.
در مورد مدل گسل ری، برآورد مي‌شود که تعداد تلفات انسانی در جنوب شهر به حداکثر برسد. در برخی حوزه‌های آماری تعداد کشته‌شدگان از هزار تن تجاوز خواهد کرد. در مدل گسل شمال تهران، هر چند تلفات انسانی در بخش شمالی بیشتر از دیگر نقاط است، اما در برخی حوزه‌های آماری، تعداد کشته‌شدگان به 100 نفر یا بیشتر مي‌رسد.
در مورد گسل ری، نسبت تلفات در چندین حوزه آماری در مناطق 11 و 12 فوق‌العاده بالا (40 درصد یا بیشتر) خواهد بود. فعالیت‌های اضطراری امدادرسانی در این مناطق موثر نیستند. در مدل گسل شمال تهران، اگر فعالیت‌های امداد‌رسانی به مقدار کافی انجام شود، نسبت تلفات در تمامي ‌حوزه‌های آماری به سطح 20 درصد یا کمتر کاهش خواهد یافت.
در سناریوی زلزله ناشی از فعال شدن گسل شمال تهران در بدترین حالت حدود 130 هزار نفر یعنی دو درصد جمعیت تهران از بین مي‌روند. البته نسبت تلفات در بخش شمالی شهر در مناطق یک تا 5، زیادتر از همه (حدود 3 درصد) و در جنوب شهر کمتر از همه (حدود یک درصد) خواهد بود.
سقف عامل ویرانی در زلزله
دکتر بهرام عکاشه، ريیس دانشکده علوم پایه دانشگاه آزاد در گفت‌وگو با خبرگزاري مهر به تفسیر نتایج تحقیقات مطالعات «جایکا» پرداخت و گفت: این پروژه مطالعاتی طی قراردادی میان شهرداری تهران و سازمان تحقیقات حوادث غیرمترقبه ژاپن یا به اختصار GICA که یک سازمان دولتی است اجرایی شد.
وی با اشاره به سه سناریوی ذکر شده در این گزارش خاطرنشان کرد: نتایج به دست آمده از این تحقیقات نشان مي‌دهد که انرژی تخلیه شده از گسل مشا فشم به میزان 8 ریشتر، گسل شمال تهران 2/7 ریشتر و گسل ری نزدیک به 7 ریشتر است.
عکاشه به واحدهای اندازه‌گیری زلزله اشاره کرد و در این باره توضیح داد: برای سنجش اندازه یک زلزله از درجه ریشتر برای بیان میزان انرژی تخلیه شده از کانون زمین و از درجه «مرکالی» برای بیان میزان تخریب سازه‌ها روی زمین و برداشت انسان‌ها از زلزله استفاده مي‌شود. درجه مرکالی تا 12 درجه است که درجه 5 مرکالی به حدی است که انسان را از خواب بیدار مي‌کند، در 6 درها به هم مي‌خورد و از درجه 7 به بعد در حدی است که باعث تخریب بنا مي‌شود. ريیس دانشکده علوم پایه دانشگاه آزاد با اشاره به اعداد و ارقام اشاره شده در گزارش تحقیقات ژاپن ادامه داد: درجه 9 مرکالی در صورتی که سازه بتن آرمه با کلاس افقی و قائم باشد به شرط آنکه در بتن میلگرد آجدار به کار برده شود صدمه جزئی مي‌بیند. در غیر این صورت به دلیل عدم اتصال صحیح «شناژ» افقی که سقف را درست مي‌کند، سازه فرو مي‌ریزد و باعث کشته شدن ساکنان مي‌شود؛ چرا که در زلزله سقف است که انسان را مي‌کشد.
كدام مناطق آسیب پذیرتر هستند
عکاشه میزان شدت مرکالی زلزله را بسته به جنس خاک، تراکم جمعیت و نوع سازه‌ها دانست و افزود: گزارش جایکا حکایت از آسیب‌پذیر بودن مناطق 11، 12، 16 و 20 دارد که این به دلیل جنس خاک این مناطق است. در این مناطق علاوه بر اینکه جنس زمین نرم است دارای سفره‌های زیر‌زمینی زیادی است که گاهی مشاهده مي‌شود که بدون وقوع زلزله سازه‌ای در زمین فرو مي‌رود.
این محقق با تاکید بر اینکه تهران زلزله‌خیز است و زلزله‌خیز باقی مي‌ماند، خاطر‌نشان کرد: این مساله نباید باعث وحشت شود، بلکه با اتخاذ تدابیر مي‌شود میزان آسیب‌پذیری را کاهش داد.
آماری که در این گزارش ارائه شده است بر اساس نتایج تحقیقی است که در سال 1378 انجام شده و به طور حتم با افزایش ساخت‌و‌ساز و جمعیت تهران آمار جمعیت و ساختمان‌های تهران در حال حاضر افزایش یافته است.